|
|
||

بيش از هزار سال است كه مي فهمد و از همه بيشتر مي بيند.
براي خودم زمزمه مي كنم:
اين درد بي دردي من درد كمي نيست!
تکليف X تا بعد از انتخابات رياست جمهوری بدين صورت مشخص شده است:
۱-کتاب زير را بخرد و بخواند:
بورس و سهام-نحوه قيمت گذاری سهام
موسسه حسابرسي و خدمات مالي دايا رايان به اهتمام غلامحسين دوانی(انتشارات نخستين)
۲- به سايت سازمان بورس و اوراق بهادار تهران برود و اطلاعات کسب کند.
به علاوه تأکيد کرده اند که چون X هنوز حتی مبتدی هم به شمار نمی آيد، صلاح نيست نزديک به انتخابات که نوسان قيمت ها زياد است، دست به چنين اقدام خطرناکی بزند و سرمايه اش(؟) را نابود کند.
پانوشت:X اصلا سرمايه ای ندارد که بتواند آن را نابود کند! با وجود اين دوست دارد که کمی از کار بورس سر در بياورد.
بديهي است كه X از بين كانديداهاي مطرح، جناب قاليباف را انتخاب مي كند. به هزار و يك دليل! از اين هزار و يك دليل چند تا با دلايلي كه حامد قدوسي در اينجا آورده مشترك است(مثل شماره ۱۸). آن دليلی را كه يك چپ و يك راست براي قبول صلاحيت نسبی يك آدم درنظر بگيرند به احتمال زياد می توان دليل غير جناحي محسوب کرد.
اين html اگرچه خوب و لازم و مفيد است، نمی تواند آرزوهای X را برای طراحی يک صفحه ساده وب برآورده کند. اين را بعد از تماس تلفنی ام با يک دوست فرزانه که در زمرهء از ما بهتران قرار می گيرد، فهميدم. ايشان فرمودند که html زبان برنامه نويسی نيست و X پس از آن مکالمه تلفنی دريافت که از جهاتی که او درنظر دارد html بسيار بی خاصيت است. ظاهرا نياز دارم asp.net ياد بگيرم.
اين که بتوانم قالب وبلاگم را تغيير بدهم برايم مهم است اما بعيد می دانم اين سادگی که دارد را از آن بگيرم. توانستن يا نتوانستن مسأله اين است! خدا دست اندر کاران سايت آوينی را خير دهد که اين بخش آموزش HTML را در سايتشان گذاشتند تا X اقلا بتواند به قول x (بخوانيد ايکس کوچک!) در سطح چيلدرن (children) به زبان شيرين html بخواند و بنويسد. بعلاوه اميدوارم اين ايران جاوا اسكريپتي ها و نويسنده اين راهنمای مفيد هم به همه آرزوهای خوبشان برسند که حق استادی بر گردن X دارند. با وجود همه اين ها، X از يک دوست خيلی خوبش ايميلی دريافت کرده که اگر می توانی در وبلاگت فهرست نوشته هايی که در صفحه هستند را بگذار و X هر چه فکر می کند(دقيقا يک شبانه روز) نمی تواند اين کار را بکند. البته blogger و ... خودشان اين کار را می کنند ولی در پرشين بلاگ واقعا عقلم(ونيز آن يک اپسيلون سوادم) به جايی نمی رسد. اگر راه حلی پيدا کنم حتما برای خودم جايزه می خرم.
پا نوشت: X معمولا عنوان های بی مزه و نامربوطی برای يادداشتهايش انتخاب می کند و لذا به صلاح خودش نمی بيند که اين عناوين را دوبار دوبار در صفحه بگذارد.
۱-ظهر که به سراغ سبزه سفره هفت سين رفتم ديدم يک طرفش زرد شده است. نتيجه بی دقتی من در آب دادن به آن است. حالم گرفته شد. طبق معمول سالهای قبل می خواستم روز سيزدهم توی باغچه بکارمش. دلم نمی آيد آن را به طبيعت بسپارم! همان طور که دلم نمی آيد ماهی را توی تنگ نگه دارم.
۲-شب به سراغ ايميلم در ياهو می روم. چشمم به قسمت خبر می افتد و نگاهم روی عکسی که قبلا در سايت بی بی سی ديده بودم خيره می ماند. خبر را می خوانم. درست در اولين ساعات سال جديد بود که ... و حالا ... .
پا نوشت:در اسلام چيز بدی به اسم طلاق هست که به نظر X دست کم برای کسی مثل جناب شايوو راه حلی آبرومندانه تر از قتل ترحمی(؟) است.
تجربه نشان داده است که اگر کسی فقط برای ديدن X به خانه او بيايد و اتفاقا تشنه هم باشد و يک ليوان آب هم بخواهد حتما X برای او در يک ليوان بسيار تميز که در بشقاب گذاشته شده است آب می برد. بديهی است که اگر قبل از اينکه مهمان به زبان بيايد X متوجه تشنگی او بشود منتظر درخواست يک ليوان آب از طرف او نمی شود.اصولا اگر کمی صبر داشته باشد چای حداقل پذيرايی موجود در منزل X است ولی معمولا دم کشيدنش کمی طول می کشد.مسلما خدای X از او کريم تر است و همه آرزوهای X پيش او از يک ليوان آب هم کمتر است. مشکل اينجاست که تا حالا برای ديدنش تصميم جدی نگرفته ام. اميدوارم اگر دوباره دعوتنامه رسمی به دستم رسيد گمش نکنم!
به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشيدن
بعد از پانزده سال دوباره هوس تست هوش دادن کرده ام، به دو دليل: اول اينکه به شدت بيکارم و هر چه می گردم کار به درد بخوری پيدا نمی کنم و دوم کشف ناجور خودم مبنی بر خنگ شدن X . يک قسمت از نتيجه مسخره اين تست به قول خودشان استاندارد اين بود:
The way you think about things makes you a Complex Intellectual. This means you are highly intelligent and have extraordinarily strong verbal and math skills. Compared to others you are a highly conceptual and complex thinker and are able to understand information in an abstract form. You also show great attention to detail. In fact, it's hard to find something you're not good at
آدرسش را اينجا گذاشته ام که اگر زبانم لال روزي به وضعيت X گرفتار آمديد برويد يک Super IQ Test بدهيد تا به صورت مجانی از شما تعريف بشود. البته اگر your Super IQ Report را بخواهيد بايد هزينه اش را هم پرداخت بفرماييد!
من شايد باهوش نباشم اما آنقدر هم بی فکر نيستم که برای چنين چيزی پول بدهم(ضمنا يادآوری می کنم که X اصفهانی است).
۱-خواب ديدم در ِ يک اتاق را باز می کنم که در آن زنی در کنار يک گلدان گل عجيب نشسته است. گل را نمی توانم توصيف کنم. متعجب به آن خيره شده ام که صدای صحبت کردنش را می شنوم. به زن می گويد که گاهی در خواب می بيند دوباره انسان شده است و خودش غذا می خورد. می فهمم که گل زمانی انسان بوده است.
۲- کمتر از دو ساعت از تحويل سال گذشته است که به سراغ اينترنت می آيم تا چند ايميل تبريکی بنويسم و طبق عادت سری هم به صفحه فارسی BBC می زنم و اين خبر تمام ذهنم را به خودش مشغول می کند. به ياد دوست عزيزی می افتم که الآن بيهوش است و مادرش، پدرش و همسرش. دوباره خوابم را مرور می کنم و احساسم اين است گلی که در خوابم ديده بودم همان دوست بوده است.
کاش امسال خبر سلامتی اش را بشنوم و چهره شاد پدر و مادر و همسرش را ببينم.
خدايا حالا همه می دانند که به هوش آمدن دوست عزيز من نياز به معجزه دارد و خودت خوب می دانی که ما به آن معجزه اميدواريم.