کارت تبريک های نوروزی (۲)

کارت تبريک های ويژه نوروز سايت ايران مانيا را - که در زير يکی از آنها را به عنوان نمونه برايتان گذاشته ام - اينجا می توانيد ببينيد.

لينک فايل فلش کارت تبريک بالا

در بخش کارت پستال فارسی سايت کيميا نيز کارت تبريک های ويژه سال نو پيدا می شوند (در آنجا می توانيد کارت را همراه با صدا و افکت ارسال کنيد).

+ X ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٢٧
comment نظرات ()

کارت تبريک های نوروزی (۱)

اين يک نمونه از کارت تبريک های ويژه نوروز سايت persiancards است:

فايل فلش مربوط به اين کارت را مشاهده کنيد.

با کليک اينجا وارد بخش کارت پستال سايت تبيان می شويد. کارت زير يکی از ۵۶ کارت ويژه عيد نوروز است که در اين سايت در دسترس شما قرار داده شده است:

 

 

در سايت هشت هم کارت های نوروزی نظير کارت روبرو پيدا می شود. اگر می خواهيد مستقيما وارد بخش کارت های عيد نوروز سايت هشت بشويد، روی اين لينک کليک کنيد.

+ X ; ٦:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٢٤
comment نظرات ()

تبريک ويژه

 

ويژه سالروز ميلاد امام محمد باقر (ع)

اميدوارم سهم شيرينی خودتان را بگيريد!

+ X ; ٤:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٢٤
comment نظرات ()

شيرينی

شب جمعه است، شايد هم درست تر اين باشد که بنويسم بامداد روز جمعه است. به هر حال موضوع اصلی اين است که من منتظرم. منتظرم که روز دوشنبه بشود و به همه دوستانی که قبل از غروب روز دوشنبه چشمشان به اين يادداشت می افتد پيشنهاد می دهم که بيايند و در صف شيرينی تولد گرفتن از امام باقر پشت سر من بايستند يا زنبيلشان را بگذارند! اين که من نه از حالا که از خيلی قبل تر منتظر آن روز بوده ام نتيجه يک تجربه شيرين در حدود پنج سال قبل و تکرار آن در تمام سالهای بعد از آن است (الآن ديگر حرفه ای شده ام). يک چيز ديگری هم هست که هر چه می خواهم در موردش بنويسم، نمی توانم. مربوط به روز جمعه است.شايد اين جمعه، شايد هم يک جمعه ديگر.   

+ X ; ۳:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

پروانه

شايد اينکه X نمی دانست پروانه در پروانه کسب يک کلمه فارسی و به معنای اجازه است، خيلی مهم نبود اما اينکه فکر می کرد يک سری آدم در اثر يک گرته برداری لفظی اين عبارت را به وجود آورده اند، دست کم برای خود X باعث خجالت بود. هر چند بيت دوم از شعر زير و ايهام زيبای کلمه پروانه در آن يادآور اين اشتباه تاريخی است، باز هم دلم نيامد که آن را در وبلاگم نگذارم.

+ X ; ۳:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/۱٧
comment نظرات ()

چهره نگاری

اينجا می شود به صورت آنلاين از يک نرم افزار چهره نگاری استفاده کرد ( کاری که من دوست دارم). البته چون حافظه تصويری ام خوب نيست، سعی کردم چهره بابا را بسازم. برای ساختن چهره خودم به شدت نيازمند به آينه بودم!

تذکر: به من گفته بودند که چون دانلود همه انتخابها به زمان نياز دارد بايد کمی حوصله به خرج دهی اما من به شما می گويم که بايد خيــــــــــــــلی حوصله داشته باشيد. 

+ X ; ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/۱۳
comment نظرات ()

جواب

هر وقت برای زيارت به مشهد می رفتم و به دليل شلوغی کنار ضريح با فاصله ای از آن می ايستادم و سلام می کردم، اين سؤال را از خودم می پرسيدم که آيا بهتر نيست من هم دست کم تلاشی بکنم برای زيارت ضريح امام؟ تا اينکه بالاخره جواب خودم را در اين دو تا حديث که در کتابی از صفحه ۴۰۵ جلد چهارم کافی نقل شده بود، پيدا کردم:

عبدالرحمن بن حجاج می گويد:

در حال طواف بودم و سفيان ثوری نيز نزد من بود. از امام صادق (ع) سؤال کردم : رسول خدا (ص) هرگاه به حجرالأسود می رسيدند چه می کردند؟ فرمود: رسول خدا (ص) در هر طواف واجب و مستحب، حجرالأسود را لمس می نمود.

عبدالر حمن می افزايد: حضرت مشغول طواف بودند و من با کمی فاصله دنبال ايشان حرکت می کردم، ديدم امام صادق (ع) به حجرالأسود که رسيدند آن را لمس نکردند. به ايشان عرض کردم: آيا شما به من خبر نداديد که رسول خدا (ص) در هر طواف واجب و مستحبی، حجرالأسود را لمس می فرمود؟ فرمودند آری، گفتم شما از حجرالأسود گذشتيد و آن را لمس نکرديد. حضرت فرمودند: رسول خدا (ص) هرگاه به حجرالأسود می رسيدند، مردم بر ای ايشان راه باز می کردند تا حجرالأسود را لمس کنند ولی اکنون اين کار را نمی کنند و من ازدحام و شلوغی را خوش ندارم.

در روايت ديگری آمده که امام صادق (ع) به سيف تمار فرمود:«اگر حجرالأسود خلوت بود آن را استلام کن وگرنه، از دور اشاره کن.»    

+ X ; ٢:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/۱٠
comment نظرات ()

آرزو بر X عيب نيست!

انتظار تشکر نداشتم. يک کاری بود که می توانستم برايش انجام دهم و دادم. کار بزرگی هم نبود اما ... . حالا به ميزان قابل توجهی از چشمم افتاده است. به هر حال از بابت يک چيز به او مديونم: باعث شد متوجه شوم که X هم بسيار بسيار ناسپاس است. يک آرزوی بزرگ دارم که اميدوارم آن را با خودم به گور نبرم: دلم می خواهد اين ايراد X را تا جای ممکن اصلاح کنم.

+ X ; ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/۸
comment نظرات ()

اين رابطه خاصيت تقارنی ندارد

گوشه آيينهء اتاقم عکس يک آدم را چسبانده ام ( منظورم از آدم معنای عام آن که چيزی نزديک به يک سر و دو گوش  است و X را هم شامل می شود، نيست) . نه برای اينکه ديگران آن را در اتاق من ببينند که تنها برای اينکه چشم خودم به آن بيفتد مخصوصا وقتی که می خواهم خودم را در آيينه نگاه کنم(باعث می شود که يک سری تفاوت مهم را به ياد بياورم) .چند روز پيش مهمان عزيزی داشتم که سابقه دوستيم با او بيش از پانزده سال است. بلافاصله چشمش به آن عکس افتاد و تعجبش مرا متعجب کرد. پرسيد :«چقدر او را می شناسی؟» و جواب شنيد:«چطور؟!» . گفت کسانی را می شناسد که خيلی ابراز ارادت نسبت به صاحب عکس می کنند ولی ... . از نظر X رابطه دوستی می تواند کاملا يک طرفه باشد ( هر چند X در اين مورد خاص به همان يک طرفش هم به شدت مشکوک است). 

+ X ; ٢:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٥
comment نظرات ()